آراد و آقا بزرگ
پسر گلم که بعد یه مدت طولانی دوباره بابابزرگت رو دیدی و شما 6 ماهت بود بابا بزرگ کلی باهات بازی کرد و شما هم کلی شیرین کاری نشونش میدادی ...
نویسنده :
مامان الی
22:27
عروسک من آراد
اینم یه عکس از سری عکسهایی که به زور واسه کارت دعوت تولدت گرفتیم چون شما عادت نداری سر جات بند شی ...
نویسنده :
مامان الی
21:01
آراد بیرون از بیمارستان
آراد جونم خاله صبا یه عمل زیبایی کوچولو داشت ما هم رفتیم عیادتش کلینیک بنت الهدی اما شما رو چون کوچولو بودی نذاشتن بری عیادت به ناچار آوردمت با خاله الهه بیرون از بیمارستان چون هواش آلوده بود و برات خوب نبود اینم یه عکس از اون روز ...
نویسنده :
مامان الی
16:02
دومین مسافرت آراد
نوروز سال 1392 آراد راهی دومین مسافرت زندگیش شد البته اول به اصفهان رفته بود خونه خالش اما ما عکسی از اون موقع نداریم اینم یه عکس یادگاری با پسر خاله مامانش پارسا جون که تو ویلای خاله مژده گرفتن عکسای بعد رو اگه خدا بخاد موقع مرتب کردن وبش میزارم ...
نویسنده :
مامان الی
15:25
آراد و تنفر از کلاه
آراد در حال خوردن کیک به جای بریدنش
کیک تولد یک سالگی
اندازه گیری قد و وزن توسط بهداشت
91/03/02 : توسط بیمارستان و قد رو اشتباه 55 گزارش داده بودن قد : 55 وزن :3270 دور سر 36 ****************************** 91/03/28 قد :52 وزن : 4100 دور سر : 37 سانتی متر ****************************** 91/04/17 قد:55/5 وزن: 4800 دور سر : 38 سانتی متر **...
نویسنده :
مامان الی
2:53
نامه ای که قبل اومدنت برات نوشتم
تاریخ : 91/02/16 پسر کوچولوی مامانی سلام میدونم که الان خوابی اما من دارم برات دارم نامه می نویسم تا وقتی یک روز بزرگ شدی و خوندن یاد گرفتی بشینی و بخونیش که وقتی کوچولوی 48 سانتی متری (طبق گفته های ک تاب و سایت ومحاسبات خودم ) توی وجودم بودی من چه حسی بهت داشتم . خب اول از همه میخوام بهت بگم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم خیلی بیشتر از اونچه که فکرش رو بکنی .الان سه تا چهار شبه خودت رو سفت میکنی و از دستت خواب راحت ندارم اما عیبی نداره این نشون میده که تو بزرگ شدی ،من ناراحت نیستم برعکس خیلی خوشحالم امروز به بابا زنگ زدم تا حسابم رو...
نویسنده :
مامان الی
0:15










